این مطلب ۱۷ بار خوانده شده

توانمندسازي اساتید ومربيان در آموزش تربيت محور

پرورش افرادي با انگيزه پيشرفت بالاوتقرب الي ا... ، پرسشگر وكنجكاو ، علاقه‌مند به نظم و ترتيب، داراي اعتماد به نفس، پشتكار بالا، اشتياق و احساس سرشار كه شخصيتي تأثيرگذار بر ديگران داشته باشند،تاحدزيادي درگرو نوع رفتار وتعامل استاد ومربي با فراگيران دركلاس درس ومحيط آموزشي است.
نسخه مناسب چاپ

چكيده:

  پرورش افرادي با انگيزه پيشرفت بالاوتقرب الي ا... ، پرسشگر وكنجكاو ، علاقه‌مند به نظم و ترتيب، داراي اعتماد به نفس، پشتكار بالا، اشتياق و احساس سرشار كه شخصيتي تأثيرگذار بر ديگران داشته باشند،تاحدزيادي درگرو نوع رفتار وتعامل استاد ومربي با فراگيران دركلاس درس ومحيط آموزشي است.

براين مبناست كه نمي‌توان فعاليت‌هاي تربيتي را از بطن فعاليت‌هاي ياد‌دهي و يادگيري جدا كرد وآموزش مطلوب رابايد آموزش تربيت محور قلمداد نمود . بديهي است در آموزش هاي تربيت محور نقش مربی کليدی تر است، مربيانی که خود عاملند و اسوه و الگوی متربيان اند به مثابه محرکی هستند كه کارخانه احساس وانگيزه  متربی را به کار می اندازند.

مربی تربيت محور بايستي پيشگام در معرفت، ايمان، تهذيب و عمل به موازين اسلامی بوده، توانايي برقراری ارتباط مؤثر و صميمی با فراگيران و انتقال فرهنگ دينی را داشته باشد و با اندوخته های علمی و عملی خويش زمينه لازم را برای شکوفايي استعدادها و تقويت جوشش و انگيزش درونی و نشاط معنوی فراگیران از طريق انجام فعاليتهای هماهنگ، مستمر و اثر بخش فراهم نمايد.

به عبارت ديگر مربی تربيت محور فردی است که از طريق انجام فعاليـتهای هماهنگ، مستمر و اثر بخش به صورت هدفمند با استفاده از روش ها و ابزارهای متناسب، زمينه لازم را برای به فعليت رسيدن فطريات و رشد و شکوفايي استعدادهای مخاطبان و فراگيران در جهت نيل به کمال مطلوب فراهم می سازد.

در اين نوشتار مختصر سعي بر اين است که توانمندسازي اساتید ومربيان در آموزش تربيت محورتبيين گردد.

درميان اركان آموزش، نقش استاد ومربي از ويژگي هايي برخورداراست كه آن را كاملا ممتاز مي سازد، زيرا  تنها استاد ومربي خوب ومجرب  است كه مي تواند بابهره گيري از توانمندي هاي خويش بسياري از كاستي هاي ساير اركان آموزش را جبران نمايد.

استاد ومربي درفرآيند ياد‌دهي و ياد‌گيري بويژه درمرحله تدريس و مديريت كلاس كه منحصرا دراختياراوست، تأثيربسزايي داردوازاين رو بيشترين تأثيرگذاري رانيز برفراگيران خواهد داشت.

   

مقدمه

عصر کنوني را عصري مي دانند که هدف از آموزش و پرورش تنها انتقال ميراث فرهنگي و تجارب بشري به نسل جديد نيست.بلکه رسالت آموزش و پرورش را ايجاد تغييرات مطلوب در نگرش ها شناخت ها و در نهايت رفتار انسان ها مي داييد.

در اين راستا معلم نقش بسيار مهم و اساسي را بر عهده دارد زيرا علاه بر نقش هدايتي حمايتي تقويتي سازمان دادن به فعاليت هاي يادگيري دانش آموزان و رشد هماهنگ ابهاد وجودي آنان نيز به عهده اوست.

معلم براي رسيدن به اهداف تعيين شده در فرايند آموزش دو مسير اصلي را در پيش رو دارد استفاده از روش هاي سنتي و غير فعال و يا استفاده از روش هاي تدريس فعال و کاربردي.

علماي تعليم و تربيت پس از سال ها تحقيق و تجربه به اين نتيجه رسيده اند که موثرترين روش آموزش فعال کردن خود دانش آموز است که از طريق روش علمي بهتر ميسر مي گدد.يعني دانش آموز به کمک تفکر و قواي ذهني خود که در فطرت هر انساني نهفته است(مانند کنجکا وي حدس مقايسه نتيجه گيري تصور تخيل و ...)مي تواند مشکلي را شناسايي و براي آن راه حل را به مرحله اجرا بگذارد و به نتيجه برسد.

مقدمه:

به عقيده بسياري از پژوهشگران آموزشي، همبستگي معناداري بين بعضي از رفتارهاي معلمان و پيشرفت تحصيلي شاگردان یا به عبارتی تحقق اهداف تعلیم وتربیت وجود دارد.

 دكتر سيف به نقل از  (Rasenshine   & Furst)، هشت متغير آموزشي يا رفتار كلاسي معلمان را كه با  يادگيري شاگردان رابطه و همبستگي معني‌داري دارد معرفي كرده است.

اين متغيرها عبارتند از :

- روشني توضيحات معلم در كلاس.

- انعطاف پذيري در روش آموزش.

- اشتياق در كار، شامل تحرك در كلاس، حركات سر و دست و نوسان صدا .

- احساس مسئوليت در عمل، شامل تاكيد بر يادگيري و  فعاليت شاگردان

- فرصت يادگيري به شاگردان براي يادگيري مطالب تا سر حد تسلط.

- بكارگيري عقايد شاگردان، شامل تشويق به اظهار نظر و تاييد نظريات آنها.

- استفاده از مطالب سازمان دهنده شامل مرور كردن مطالب و ايجاد ارتباط مطالب درسي با يكديگر.

- طـرح سؤالهاي داراي سطوح مختلف، از جمله سوالهايي كه با چه، كجا و چگونه شـروع مي‌شود.

تعريف آموزش:

منظور از آموزش فعاليتي است كه در خدمت پرورش قرار دارد. آموزش «فراهم آوردن فرصتهايي است براي آنكه فراگيران ياد بگيرند». معمولاً فعاليتهايي را كه مربي، به قصد آسان كردن يادگيري در فراگيران به تنهايي يا به كمك مواد آموزشي انجام مي دهد، آموزش مي‌نامند. بنابراين «آموزش به فعاليتهايي گفته مي‌شود كه با هدف آسان ساختن يادگيري از سوي مربي طرح‌ريزي مي‌شود و بين او و يك يا چند يادگيرنده به صورت كنش متقابل جريان مي‌يابد».

تعريف روش

روش در مقاسل واژه لاتيني متد به کار رفته است واژه متد در فرهنگ فارسي معين و فرهنگ انگليسي به فارسي آريان پور به روش شيوه راه طريق طرز و اسلوب معني شده است.به طور کلي راه انجام دادن هر کاري را روش گويند.روش تدريس نيز عبارب از راه منظم با قاعده و منطقي براي ارائه درس مي باشد.

تعريف روش تدريس فعال

روش تدريس فعال به روشي اطلاق مي شود که در آن دانش آموزان در جريان آموزش نقش فعالي به عهده دارند و معلم نقش راهنما و هدايت کننده را ايفا مي کند تعامل دوطرفه بين دانش آموزان و معلم وجود دارد.

تعريف روش تدريس غير فعال

روش تدريس غير فعال به روشي اطلاق مي شود که در آن معلم نقش اساسي بر عهده دارد و مطالب را غالبا به شيوه شفاهي بيان مي کند و معمولا متکلم وحده است و دانش آموزان شنونده مطالب مي باشند.

   

روش هاي تدريس فعال از ديدگاه اسلام

در روش آموزش اسلامي تکيه بر پرورش فکري و پرهيز از تقليد و تکرار مطالب بدون درک صحيح آنها مطرح مي باشد.چنانکه علي(ع)مي فرمايد ارزش درک و فهم مطالب به مراتب بهتر از تکرار و خواندن است.اگر اصول دين را که از مهم ترين مسائل آموزشي دين اسلام است بررسي کنيم مي بينيم اصول دين تقليدي نيست.اين بدان معني است که هر فرد بايد مسائل ديني را هم از طريق اجتهاد و هم با استقلال فکري درک کند.استاد شهيد مطهري در تاکيد اسلام بر پرورش فکري و پرهيز از تکرار مطالب بدون درک صحيح آنها اشاره مي کند علم افراد ممکن است دو گونه باشد دانسته هايي که فرد حفظ کرده است علم مسموع و دانسته هايي که حاصل تجربه و تحليل فکري است علم مطبوع.افرادي هستند که به نحوي تربيت يافته اند که آن نيروي مطبوعشان به حرکت در نيامده و پرورش نيافته است.اين افراد نسبت به آموخته هاي خود حکم ضبط صوت را دارند و از تجزيه و تحليل مطالب و حل مسائل عاجزند عالمي که فقط در پاي منبر نشسته و سالها مطالبي را گوش کرده است و عالمي که خود به جستجوي اطلاعات و مطالب پرداخته و مسائل را تجزيه و تحليل کرده و ورزيده شده است.عالم واقعي همين شخص است. مرحوم علامه محمد تقي جعفري تعقل در تربيت اسلامي را فوق العاده با اهميت تلقي کرده آن را به سه ماده اساسي تحليل نموده است ماده اول تعقل که بايد تقويت شود عبارت است از تفکر هدف دار با انطباق قوانيني که صحت آنها اثبات شده است.اين ماده در قرآن مجيد با عبارات گوناگون مؤکدا مورد تذکر قرار گرفته است.با کلمه تفکر در ۱۶آيه با کلمه عقل در ۴۹آيه با کلمه لب به معناي عقل ناب و تعقل عميق در ۱۶آيه با کلمه فقه در ۱۵ آيه...

ماده دوم عبارت است از موضوعات و قضايايي که بايد ذهن نونهالان و ميانسالان و حتي کهنسالان با اختلاف در کميت و کيفيت آنها بر حسب مقاطع عمر درباره آنها تعقل کند.

ماده سوم تصفيه و تثبيت آن قوانيني که فعاليت عقلاني بايد بر طبق آنها به جريان بيفتد.

بنابراين در اسلام روي تعقل و تفکر در امور بسيار تأکيد شده است و ساعتي تفکر بالاتر از هفتاد سال عبادت به شمار رفته است.

اسلام بر پرورش فکري و فعال بودن دانش آموز در جريان يادگيري تأکيد فراوان دارد.

((...به هر حال فکر نمي کنم اين مسئله جاي ترديد داشته باشد که در آموزش و پرورش هدف بايد رشد فکري دادن به متعلم و به جامعه باشد تعليم دهنده و مربي هر که هست معلم است خطيب است واعظ است ...بايد کوشش کند که (به شخص)رشد فکري يعني قوه قدرت تجزيه و تحليل بدهد نه اينکه تمام همتش اين باشد که بياموزند ،فرا گيرند ،حفظ کنند ،در اين صورت (حاصل کار او )چيزي نخواهد شد.

 

ضرورت به کارگيري روش هاي تدريس فعال

چهار اصل پيشنهاري کميسيون بين المللي تعليم و تربيت

کمينيون بين المللي آموزش و پرورش در طول زندگي به چهار ستون استوار است يادگيري براي دانستن ياگيري براي انجام دادن يادگيري براي باهم زيستن و يادگيري براي زيستن.

يادگيري براي دانستن

يعني ياد گرفتن روش يادگيري و استفاده از فرصتهايي که آموزش و پرورش در طول زندگي فراهم مي آورد اين فرصت ها نه يکبار بلکه بارها و بارها بايد فراهم آيد.

يادگيري براي انجام دادن

يعني دانش آموزان در حين تحصيل اين فرصت را به دست آورند که توانايي ها ي خود را از طريق تلاش و درگير شدن با تجربه هاي علمي و انجام دادن فعاليت هاي اجتماعي گسترش دهند.

يادگيري براي با هم زيستن

به دنبال تحقق هدف هايي است که انسان ها همديگر را بهتر درک کنند با تفاهم حق شناسي و همبستگي با هم زندگي کنند و در مقابله با مشکلات و بحرانها به طور دسته جمعي مشارکت همکاري و همدردي داشته و غمخوار يکديگر باشند و حرمت کرامت و عطوفت انساني را پاس دارد

يادگيري براي زيستن

يعني شخصيت هر فردي انچنان رشد کند که بتواند خود را هدايت کند تصميم بگيرد و داوري درست انجام دهد اين امر حاصل نمي شود مگر اينکه قواي ذهني قدرت استدلال حسن زيبايي شناسي استعدادهاي جسماني و مهار ت در برقراري ارتباط با ديگران در طول عمر به ويژه دوران تحصيل تمرين و تقويت و تحکيم شود اگر درباره اين چهار اصل پيشنهادي کميسيون بين المللي تعليم و تربيت تامل و تفکر کرده و انگاه بخواهيم انرا اجرا نماييم ايا با شيوه هاي اموزش مستقيم و يا غير فعال مي توانيم اين چهار نوع يادگيري را در مدارس دنبال کنيم روشن است که اين چهار اصل در مدارس نياز به روش هاي فعال و کاربردي در فرايند اموزش دارد بنابراين نظام هاي رسمي اموزش بايد از اموزش هاي مستقيم معلم محور شيوه هاي اطلاع رساني مرسوم دوري کنند و مدارس نيز به تدريج بايد به ميدان تجربه هاي علمي عملي و اجتماعي تبديل شوند

پرورش قوه تفکر و خلاقيت تنها با روشهاي تدريس فعال و کاربردي

اين فرضيه که آب حياتي وجود دارد و کودک با خوردن ان در دم به انساني کامل تبديل مي شود خيالي بيش نيست زيرا انسانها با طي طريق و همراه با تلاش و کسب دانش و تجربه هاي علمي به تدريج به زيور معرفت علوم و فنون اراسته مي شوند و در حين گذر از اين منازل و طي طريق است که نخست بالغ رشيد و عاقل مي شوند و انگاه به تدريج قدم در راه کمال مي گذارند و به منزلگاه اب حيات مي رسند روش هاي تدريس سنتي و غير فعال و به عبارتي معلم محور نمي تواند دانش اموزان را به تفکر وادارد و در انها خلاقيت ايجاد کرده و ان را پرورش دهد به تعبير پائولو فرره يادگيري انفعالي يادگيري به مدل بانکي است دوازده دانش اموز طي يک ثلث به تدريج مطالب را در ذهن خود ذخيره مي کنند و همانها را در امتحان پس مي دهد بهترين نمره به کسي داده مي شود که امانتهاي سپرده شده به صندوق حافظه را به طور کامل و بدون نقصان پس بدهد روش هاي غير فعال و غير کاربردي خلاقيت بالقوه اي که در نهاد هر انساني از بدو تولد گذاشته است را خاموش مي نمايد تنها روش هاي تدريس فعال و کاربردي و دانش اموز محور است که منتهي به پرورش قوه تفکر و خلاقيت در انسانها مي شود ابراهام مظلوم مي گويد خلاقيت توانايي بالقوه اي است که از بدو تولد به همه انسانها داده شده است اما اکثر انسانها اين خصيصه را در دوران فرهنگ پذيري خود از دست مي دهند روانشناسان گشتالي از رشد خلاقيت بيش از همه به حل مساله تاکيد دارند آنان معتقدند حل مسئله گرچه از تجربيات گذشته الهام مي گيرد اما حل مسئله ها به شيوه بديع خلاقانه ممکن است فراسوي تجربيات پيشين فرد حرکت کند روش حل مسئله يکي از روشهاي فعال تدريس مي باشد تماس فعال با محيط زيست طبيعي اجتماعي و فرهنگي در واقع بستر و منابع اطلاعاتي تجربه خلاقانه محسوب مي شود و اگر محيط خانوادگي و تحصيلي کودک درست و غني باشد به همان اندازه خلاقيت کودک بيشتر خوئاهد بود و اين همه تنها با روش تدريس کاربردي و فعال در فرايند اموزش مسير خواهد شد روش تدريس انفعالي و غير فعال دانش اموز را مطيع و سر سپرده معلم مي کند و از بروز خلاقيت افراد جلوگيري مي نمايد کويت پاراول پروک مي گويد در صورتي که دانش اموز مجبور باشد طريقه اي مشخص و محدودي را در ياد گيري دنبال کند به يادگيري نگرش منفي پيدا مي کند و در پايان مطيع و سرسپرده معلم خواهد شد .

ياد دادن موفقيت اميز فقط در پرتو روش هاي تدريس فعال

روزن شاين متفکر تعليم و تربيت مي گويد ياد دادن (درس دادن )خوب از چشمان يادگيرنده پيداست اما ياد دادن موفقيت اميز از گفتار و رفتار ياد گيرنده پديدار مي شود منظور روزن شاين از اين گفته پر معني اين است که بين ياد دادن خوب و ياد دادن موفقيت اميز تفاوت زيادي وجود دارد انسانها هميشه چيزهايي را ياد مي گيرند که با خواستها خصلتها و توانايي هاي خودشان تناسب داشته باشند يا به زندگي انها مربوط شوند تمام رفتارهايي که از انسانها مشاهده مي کنيم بر پايه همين اصل استوارند اگر دانش اموز يا ياد گيرنده بتواند موضوع يادگيري را انطور هضم کند که معني و مفهوم آنرا به خودش زندگيش شهرش مردم و به جامعه اش پيوند دهند نه تنها مطالب را بگونه اي ياد مي گيرند که هرگز فراموش نکند بلکه ميزان علاقه اش به يادگيري بيشتر و بيشتر خواهد شد و به جستجوي اطلاعات تازه تر خواهد رفت براي رسيدن به اين امر بايد از روشهاي تدريس فعال و کاربردي استفاده نمود اما اگر ياد دادن ها درسها به گونه اي باشد که ياد گيرندگان دانش اموزان وادار شوند از خود رفتاري نشان دهند که هرگز به مفهوم واقعي آن پي نبرده اند يا به روشهايي عمل کنند که به وجود خودشان و يا درون خودشان ارتباطي برقرار نکنند احساس خواهند کرد فردي بيهوده و بي ثمر هستند يا بازيچه دست معلم و پدر و مادر خود قرار گرفته اند چون هيچ انگيزه اي در انها بوجود نيامده است هر يادگيرنده دانش اموز با درگير شدن مستقيم با مطالب يادگرفتني درس چنان مي اموزند و به يادگيري ها باورهاي عميق مي رسند که بي درنگ در جهت اگاهي هاي تازه تر و بيشتر گام برمي دارد و مي خواهد باز هم بداند

خانم ملک سيما احمديخ که سالهاي متمادي در مدرسه دخترانه تيزهوشان تهران مشغول به خدمت بوده اند ضمن اشاره به شرکت دانش اموزان در يک جلسه علني دادگاه چنين اورده اند

علاوه بر تاثيرات مثبت تربيتي که بچه ها از بازديد دادگاه دريافت کرده بودند نکات جالب ديگري نيز در حاشيه اين بازديد جلب نظر مي کرد زيرا در پايان بازديد از بارزترين سوالاتي که از طرف دانش اموزان مطرح مي شد دريافت اشکالات اخلاقي خودشان بر اساس شناختي بود که مربي هايشان نسبت به انها داشتند و پاره اي از انها با صداقت نسبت به نقاط ضعف خود از قبيل کينه توزي عصبانيت زود رنجي و مسائلي مانند اين اعتراف مي کرددند...

در پايان بازديدهايي از اين قبيل بود که مربيان گروه فعاليت هاي اجتماعي اين حقيقت را لمس کرديم که مي بايستي دروس و مفاهيم اجتماعي نيز به روش بقيه دروس آزمايشگاهي و تجربي در ميدلن وسيع و بزرگ جامعه لمس شده و به اصطلاح با چشمان دقيق و نکته سنج بچه ها به زير ميکروسکوپي به طول و عرض زمان ها و مکان هايي که ان ها در ان زيست خواهند کرد کشانده شود.

نقش روش تدريس فعال در زندگي يک دانشمند ايراني

وقتي از مرحوم دکتر هشترودي سوال شد از کي فهميديد که در رياضيات صاحب چنين استعداد شگرفي هستيد ، پاسخ داد : وقتي که در درس رياضي تجديد شدم و بر حسب تصادف معلم من عوض شد .

و چنين ادامه دادند : من در کلاس ششم آن قدر در رياضي ضعيف بودم که هميشه معلم مدادها را لاي انگشتانم مي گذاشت و فشار مي داد شايد تنبيه شوم و فکري به حال درس رياضي خود کنم و اضافه کردند که هنوز هم جاي درد آن مدادها را احساس مي کنم .

ايشان گفتند : در آن سال تحصيلي به خصوص ، تابستان شرايطي پيش آمد و ما به دماوند رفتيم . در آن جا مادرم از معلم ديگري که تصادفا آمده بود تابستانش را در آن جا بگذراند خواست تا مرا درس بگويد . درس گفتن او همان و بروز استهداد رياضي من همان . در امتحانات نهايي شهريور ماه بيست گرفتم . نمره ي بيست من آن قدر براي معلم اصلي من باور نکردني و عجيب بود که خودش به حوزه ي امتحاني رفته و ورقه ي مرا از نزديک ديده بود و باز هم نمره ي مرا باور نکرده بود ! ... به اين ترتيب سرگذشت من عوض شد و آن شد که ملاحظه مي فرماييد .

 نتيجه گيري

قدمت استفاده از روش هاي تدريس فعال به قدمت ، آموزش و پرورش غير رسمي مي رسد و افرادي همچون سقراط ، ژان ژاک روسو ، جان ديوئي ، ژان پياژه و برونر اهميت روش هاي تدريس فعال را درک نموده و از آن استفاده مي نمودند .

در روش آموزشي اسلام نيز تکيه بر پرورش فکري و پرهيز از تقليد و تکرار مطالب بدون درک صحيح آن مطرح مي باشد و در مورد روش هاي تدريس فعال و کاربردي در فرايند آموزش بسيار تاکيد شده است .

نتايج تحقيقات آموزشي نشان داده است که دانش آموزان از طريق آموزش فعال به سطح بالا تري از درک و فهم نايل مي شوند . يادگيري فعال همچنين در توسعه و ايجاد فرصت هاي بحث گروهي محيطي بسيار مناسب براي دانش آموزان خجالتي فراهم مي آورد .

چهار اصل پيشنهادي کميسيون بين المللي تعليم و تربيت مبني بر " ياد گيري براي دانستن " " يادگيري براي انجام دادن" " يادگيري براي با هم زيستن " " يادگيري براي زيستن " تنها با استفاده از روش هاي تدريس فعال و کاربردي و دوري از روش هاي انفعالي و سنتي امکان پذير مي باشد .

پرورش قوه ي تفکر و خلاقيت و ياد دادن موفقيت آميز تنها با روش هاي تدريس فعال امکان پذير و ميسر مي باشد . فقط آموزش با روش فعال و کاربردي مي تواند دانشمندان خلاقي را در آينده تحويل جامعه و بشريت بدهد .

پيشنهادات

۱.اولين مانع کاربرد روش هاي فعال تدريس از طريق سيستم رسمي آموزش و پرورش بر فرد تحصيل مي شود . تعداد دانش آموزان خارج از استاندارد هاي " نسبت دانش آموز به معلم "است .

آموزش و پرورش گرچه از اين امر آگاه است ، اما محدوديت امکانات و تقاضاي آموزش و پرورش به منزله ي يک حق اجتماعي از طرف مردم از يک طرف و پذيرش همه ي دانش آموزان از طرف مدرسه براي تعريف عدالت اجتماعي از طرف ديگر ، امکان تناسب موزون دانش آموز به معلم را براي کاربرد روش هاي فعال تدريس مشکل کرده است . لذا براي انجام اين امر ضروري است به طرق مقتضي اين مشکل مرتفع گردد .

۲.براي تدريس با رويکرد روش هاي فعال و کاربردي بينش دانش ومهارت معلم لازم است . لذا بايد مراکز تربيت معلم و ضمن خدمت براي به کارگيري روش هاي فعال و کاربردي در فر آيند آموزش آموزش هاي مورد نياز را به معلمان بدهند .

۳.معلمان بايد در شرايط فعلي آموزش و پرورش گام به گام تدريس خود را به شيوه هاي فعال و کاربردي مجهز کنند .

یادگیری اکتشافی آن نوع یادگیری است که در آن به موضوع درسی به شکل نهائی به یادگیرنده ارائه نمی گردد بلکه مستلزم سازماندهی مطالب توسط یادگیرنده است.

این سازماندهی زمانی صورت میگیرد که فرد بتواند ارتباط میان اجزاء را درک و کشف و تفاوت های و تشابهات را درک و به ساخت شناختی برسد. فرآیند اکتشاف را یادگیری ” بوسیله خود“ تعریف کرده اند.

 

روش حل مسأله نه روش آموزش بلکه باید روش زندگی باشد

          بین رویکرد پژوهش و اکتشاف شباهت زیادی وجود دارد

          روش اکتشافی            ساخت درونی برای ایجاد انگیزش

          روش پژوهش          ساخت ذهنی که هدف حرکت گام به گام از فرضیه ....... به استنتاج و تعمیم

          روش پژوهش :

          برخورد به مساله یا موقعیت مبهم

          بررسی مساله

          فرضیه پردازی

          آزمایش فرضیه

          نتیجه گیری و استنتاج

ویژگیهای روش پژوهش

          تمرکز بر مفاهیم و ایده های کلی،

          این مفاهیم و اصول باید در ارتباط با مساله باشد.

          ارائه اطلاعات لازم در خصوص رعایت مراحل پژوهش

          تاکید بر مشارکت فعال یادگیرنده وایجاد انگیزه در او برای یادگیری

          بحث گروهی : یک روش تعاملی است که در ارتباط با موضوع عرضه شده توسط مدرس ، تعامل افکار را امکان پذیر می کند.

          هدف بحث گروهی : کمک به اشاعه اطلاعات درباره یک موضوع خاص ، تحلیل و ارزیابی اطلاعات و دستیابی به توافق نسبت به نتیجه گیری های کلی است.

توانمندسازي اساتید ومربیان

منظور از توانمندسازي مربیان ارتقای سطح استاد ومربی در ابعاد علمي -  پژوهشي-  تجربي-  مهارتی - رواني- عاطفي - نگرشي - ایمانی- معنوی  مي‌باشد.

دلایل ضرورت توانمندسازي اساتید ومربيان

۱- محيط متغیر جامعه

۲- تغيير در انتظارات فراگیران و سازمان

۳- تحولات در ابعاد علمي و فناوري

۴- تحول درشيوه‌هاي آموزش  وتدریس

۵- تغییر نقش مربیان

 ۶- تغییر نقش فراگیران

 

محورهای تغییر نقش اساتید ومربيان

اساتید ومربيان درفرآیند یاددهی- یادگیری نوین دارای نقش های زیر می باشند:

Radial Diagram

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


محورهای تغییر نقش فراگیران

فراگیران درفرآیند یاددهی- یادگیری نوین، معمولا دارای نقش های زیر می باشند:

Radial Diagram

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


ویژگیهای رویکرد نوین در فرایند یاددهی – یادگیری

۱- فراگیران در کلاس فعال هستند و  با فرصت فکر کردن از یادگیری سطحی به یادگیری عمقی منتقل می شوند.

۲- فراگیران علاوه بر پاسخ سوالات به طراحی سوال  نیز می پردازند.

۳- فراگیران با همیاری دیگران پژوهش می کنند و نتیجه آن را در کلاس گزارش می نمایند

۴- رشد فرایندهای ذهنی ( تفکر، نقد و بررسی، استدلال، تجزیه و تحلیل، خلاقیت ) مفهوم سازی، خلاصه کردن، قضاوت و ... موردنظر است.

۵- فرصت خود ارزیابی برای فراگیران فراهم می شود.

۶- ارزشیابی مستمر در جریان تدریس صورت می گیرد.

۷- در ارزشیابی علاوه بر دانستنیها به مهارت و نگرش ها نیز توجه می شود.

 ۸- زمینه برای مهارتهای اجتماعی، از طریق تبادل نظر در گروه فراهم می شود.

 

ابعاد توانمندسازي مربيان

          توانمنديهاي عمومي

          توانمنديهاي تخصصي

          توانمنديهاي شئون استادي ومربیگري

توانمندیهاي عمومی مربيان

۱- روش تدريس ومدیریت کلاس

 ۲- روش تحقيق

 ۳- روش تهیه طرح درس

 ۴- روش ارائه خدمات مشاورهاي به فراگیران

 ۵- آیین نگارش و روش تدوین متون و مقالات

 ۶- آشنایي با رایانه و استفاده از آن

 ۷- آشنایي با منابع ومآخذ مکتوب والکترونیکی و روش استفاده از آنها

۸- آشنایی با اصول روان‌شناسی تربیتی

 ۹- آشنایي با روشهای ارتباط مؤثر و  نقش آفريني  تربیتی

۱۰- آشنایي با مسائل سیاسی مهم روز

 ۱۱-آشنایی با روشهای خلاقیت ونوآوري

 

توانمندیهاي تخصصي  مربيان

اين حيطه از توانمنديهاي مربيان به مسائل موردنیاز علمي اطلاق ميشود كه ضروري بوده و انتقال آن به فراگیران براساس برنامههاي مصوب درسي متناسب با رشته وگرایش تخصصی آنها صورت می ‏گیرد.

 

توانمندیهاي شئون استادي ومربیگری

این حيطه به صلاحيتهاي اعتقادی،اخلاقي و شخصيتي اطلاق ميشود. آموزههاي مورد نياز اين حيطه به شرح زير ميباشد :

۱- معرفت و باورقلبی به مبانی و ارزشهای اسلامی

 ۲- معنویت وتوجه همیشگی به خدا

 ۳- آشنایي با سيره تربیتی معصومین(ع)

۴-  آشنایي با آداب تعليم و تعلم حوزوي و علما

۵-آشنایي با سيره علمي و عملي اساتيد فرزانه والگو (شهيد اول- شهيد ثاني- شهيد مطهري و...)

 ۶- آشنایي با تعليم و تربيت از ديدگاه امام راحل ، شهيد مطهري ومقام معظم رهبری 

 ۷- آشنایي با مربیان شهيد  و سيره عملي و معنوي ايشان      

 

راهكارهاي مناسب براي توانمندسازي از ديدگاه اسلام

ـ توانمندسازي فكري و اعتقادي( بالندگي مغزها)

ـ توانمندسازي اخلاقي و روحي ( تعالي معنوي)

ـ توانمندسازي اقتصادي( تدبير در معيشت)

ـ توانمندسازي اجتماعي وسیاسی( مشاركت جمعي و تعاون بر برّ و تقوي)

 

سيره رسول اكرم (ص) و اهل بيت (ع) در مربیگری

۱ـ الگو بودن برای حضور فعال در عرصههاي مختلف

۲ـ تشويق و ايجاد نشاط و انگيزه معنوی

۳ـ حسن تعامل با ديگران

۴ـ غنيمت شمردن و استفاده از كوچكترين فرصت ها

۵ـ برنامهريزي و مشارطه و محاسبه دقيق

۶ـ آيندهنگري و عاقبتسنجي

۷- الگوسازي متناسب با عرصهها و شرایط مختلف

۸- طبیب دوّار بودن

 

انواع راهبردهای یادگیری نوین

تفکرانتقادی

حل مسئله

فعال بودن

یادگیری فراتر از کتابهای درسی

یادگیری فعال  (شامل استفاده از روشهای تدریس فعال، بحثهای کلاسی - طوفان مغزی- روشهای دیداری، شنیداری- استفاده از رایانه – یادگیری های مشارکتی –تجارب زمینه‏ای -گردشهای علمی- تحقیق- فعالیت های گروهی - تکالیف کتابخانه ای)

 

رویکرد اکتشافی

یادگیری اکتشافی آن نوع یادگیری است که موضوع درسی به شکل نهایی به یادگیرنده ارائه نمی گردد بلکه مستلزم سازماندهی مطالب توسط یادگیرنده و فعالیت اصلی یادگیری به عهده اوست.

این سازماندهی زمانی صورت می گیرد که فرد بتواند ارتباط میان اجزاء را کشف  کند و تفاوت ها و تشابهات را درک و به ساخت شناختی برسد.

 فرآیند اکتشاف را  ” یادگیری بوسیله خود“ تعریف کرده اند. به عبارتی یادگیری اکتشافی نوعی تفکر است.

روش پرسش گری ( پرسش و پاسخ )

انواع پرسش گری :    ۱- روش مدرس محور                     ۲- روش فراگیر محور

گام های پرسش گری

 گام اول)  برنامه ریزی سوال ها :

پرسش هایی باید مطرح شود که از غنای لازم برخوردار باشد. پرسش هایی که: 

- معرفی ، خلاصه کردن یا مرور یک محتوا باشد.

- روشنگر نکات مطرح شده قبلی باشد.

- درک را ارتقا دهد .

- یاد گیرنده را کمک کند تا اندیشه های بیان شده را بخاطر سپرده و بکار برده و به مدرس بازخورد عرضه کند.

گام دوم) عرضه سوال ها:

مدرس باید با یک مجموعه پرسش های برنامه ریزی شده مرتبط با هدف مورد نظر جلسه را آغاز کند و طرح سوال ها باید از یک نظم منطقی برخوردار باشد.

گام سوم) واکنش نسبت به پاسخ های درست یا نیمه درست :

در پاسخ نیمه درست : برای قسمت های درست اعتبار قائل شده و با راهنمایی، او را به پاسخ درست رهنمون سازد.

در صورت پاسخ درست : با تشویق باعث افزایش مشارکت فراگیر شویم.

گام چهارم) واکنش نسبت به واکنش های نادرست :

با طرح سوال های دیگر شرکت کننده را به پاسخ صحیح رهنمون سازیم.

گام پنچم) واکنش نسبت به نبود پاسخ :

سوال را به زبان دیگر مطرح کرده دوباره مطالب را به طور ساده مطرح نماییم.

 

رهيافت هايي براي تدريس وكلاسداري

دراين مجال به تعاملات فرآیند تعليم و تربيت با محوريت استاد ومربي درمرحله تدريس و كلاسداري مي پردازيم و رهيافت هايي براي تدريس درآموزش تربيت محور ارائه مي نماييم.

 

۱- جلب همراهي ومشاركت فراگيران

اولين نكته‌اي كه بايدتوجه شود اين است كه موقعيت ما در حال حاضر چيست و قرار است به كجا برسيم وبايدبدانيم كه رسيدن به مقاصد آموزشي بدون همراه كردن فراگيران امكان پذيرنيست.

اينكه استادومربي مطالب درسي را كاملا بلد باشد كفايت نمي‌كند بلكه بايستي شناخت خوبي از استعدادها و نياز‌ها و نيز علائق  شاگردان داشته باشدوبتواند بانفوذ درمخاطبانش،آنهارا به مشاركت فعال درفرآيند ياددهي ويادگيري برانگيزاند.چه اینکه تدریس،تنها فعالیت معلم ومربی  در کلاس درس نیست بلکه فعالیتی دو جانبه از طرف معلم و فراگیران است که در جریان آن, بین شاگردان  با یکدیگر و معلم، تعامل وجود دارد .

 

۲- ايجاد محيط امن براي فراگيران

استادومربي به مثابه طبيب دلسوزي است كه درچهارچوب وظايف آموزشي وتربيتي خود بايد فضايي مناسب ومحيطي امن براي شاگردان بوجودآورد تا آنان بدون هيچ دغدغه اي جرأت لازم راجهت مطرح كردن سؤالات وابهامات خويش بيابند.

اگر مربي دركلاس وخارج از كلاس،يك فضاي مناسب ومحيط امن براي فراگيران ايجاد نمايد،زمينه شكوفايي استعدادها و قابليت‌ها فراهم مي‌گردد و مجال مناسبي براي طرح ابهامات وشبهات ازسوي شاگردان ودريافت پاسخ لازم پديد مي آيد.

 بنابراين، نگاه تحقيرآميز از سوي مربي به پاسخ‌هاي غلط وانتقادها وشبهات فراگيران مي تواند پيامدهاي بدي بدنبال داشته باشد زيرا قدرت بيان موضوعات و طرح پرسش ها و ديدگاه‌هاي آنان را كاهش مي‌دهد. وچه بسا پاسخي براي پرسش هاي خودنيابند ويا با مطرح كردن سؤالات وابهامات نزد اشخاص ديگر،پاسخ‌هاي نادرستي دريافت كنند.

 

۳-تقويت اشتياق و انگيزه فراگيران

امتياز مدرسان ومربيان بزرگ آن است كه اشتياق و انگيزش فراگيران را در دستيابي به مقاصد واهداف آموزشي وتربيتي تقويت مي‌كنند.

اختلاف بين استاد خوب و استاد عالي،در تخصص آنان نيست بلكه مربوط به اشتياق و علاقه آنان است و اين اشتياق مسري است. اگر استادومربي داراي علاقه و اشتياق باشد به فراگيران سرايت مي كند وآنها نيز اشتياق و علاقه نشان مي‌دهند و يك فضاي مناسب براي كار و فعاليت مشترك ايجاد مي‌گردد.

 

۴- ارائه وبيان طرح درس براي شاگردان

زماني كه مربي مشخص كند فراگيران چه چيزهايي را بايستي ياد بگيرند وموقعيت كنوني و مقصد را دقيقا تشريح نمايد، توان يادگيري آنان افزايش مي يابد، براين اساس در شروع كلاس بهتر است، طرح  كلي درس، اهداف و نكات مهم ذكر شود. همچنين بايستي يادآوري شود كه فهم چه ميزان از مطالب، براي فراگيران پراهميت و ضروري است.

 

۵- بيان مطالب به صورت روشن و ساده

يكي از خصوصيات مربيان قوي، توانايي آنان در تبيين مسائل پيچيده به صورت روشن و ساده‌سازي و قابل فهم نمودن مطالب است. بنابراين بايد يك مطلب پيچيده را درحد امكان ساده نمودو اگر نمي‌توان آنها را ساده كرد بايد مطالب را به وضوح براي فراگيران بيان نمود.

استفاده ازمثال هاي مناسب وعيني و بكارگيري روش "تشبيه معقول به محسوس"دراين زمينه بسيار مؤثراست.

 

۶- اعتمادسازي براي شاگردان باگفتن" نميدانم"

استادومربي بودن به معني دانستن همه پاسخها نيست وبعضي اوقات (نميدانم) بهترين پاسخ يك استادومربي است.  دراين صورت به جاي از دست دادن اعتبار، استادومربي، اعتماد فراگيران را جلب مي‌نمايد و اين اعتماد اساس يك رابطه مولد است.

بايد توجه داشته باشيم كه " احساس كامل بودن ودانستن همه پاسخها"براي ما يك "نقاب" و"آفت" بيش نيست.پذيرفتن چيزهايي كه    نمي دانيم نشان مي‌دهد كه ما هنوز در حال يادگيري هستيم. دراين حالت، شاگردان، استادومربي راهم درحال فراگيري احساس مي كنند، كه مي تواند مشاركت آنان رادريادگيري افزايش دهد.

 

۷-جوشش آموزش وتربيت از اعماق وجود

بهترين روش تدريس،هميشه روش فرموله شده نيست، بلكه آموزش وتربيت مؤثر و روش تدريس موفق براساس انگيزه دروني وتوانايي ها و خلاقيت هاي مربي شكل مي گيرد. به عبارت ديگر ما همانطور كه خودمان هستيم آموزش ميدهيم وتربيت مي كنيم.

اگر ما كاملا خودمان را نشناسيم، نمي‌توانيم كاملا شاگردانمان را بشناسيم، بنابراين نمي‌توانيم با آنها ارتباط مؤثر برقرار نماييم. پس مي توان گفت آموزش وتربيت،بايداز اعماق وجود استادومربي سرچشمه بگيرد وبه سوي فراگيران سرازير شود.

 

۸- تكراروتآكيد بر نكات مهم

اگر مي‌خواهيم فراگيران،يك مطلب اساسي را خوب ياد بگيرند و هميشه به خاطر داشته باشند،بايدآن را چند بار تكرار كنيم. وقتي مطلبي را  براي اولين بار ذكر مي كنيم آن مطلب،تنها، شنيده مي شود، بار دوم، مطلب شناخته مي‌شود و بار سوم، مطلب آموخته مي‌شود .

 البته تكرار موضوع بايد به شيوه‌اي باشد كه سبب خستگي شاگردان نشود. استادومربي باتجربه، يك مطلب مهم را در عين حال كه چندين بار تكرار مي نمايد اما هر بار در زمان مناسب و به شيوه‌اي مطلب را بيان مي‌كند كه براي شنونده جذاب باشد.

 

۹- اهتمام واولويت دادن  به آموزش اندبشيدن

همت وجديت استادومربي بيش از آنكه  به آموزش فكر وانديشه خاص تعلق مي گيرد بايستي به آموزش چگونه فكر كردن  معطوف شود .    از استادشهيدعلامه مطهري نقل است كه فرمودند:« من سپاسگزارمعلمي هستم كه به من انديشيدن رابياموزد، نه انديشه هارا»

بهترين مربيان آنهايي هستند كه به پاسخهايي كه فكر وانديشه اي پشت سر آن نيست كمتر علاقه نشان مي‌دهندودرعمل به فراگيران      ياد مي‌دهند كه چگونه  فكر كنند نه اينكه چه فكري بكنند.

 

۱۰- زمينه سازي براي طرح سؤالات تفكرمدار

اساتيدومربيان قوي اين مطلب را بخوبي مي‌دانند كه يادگيري، جستجوي ندانسته‌هايا نشناخته‌هاست و بهترين روش براي درك و جستجوي ندانسته‌ها، پرسش وسؤال است.

بديهي است كه منظور، سؤالات ساده‌اي كه پاسخ آنها  آري يا خير باشد نيستند، بلكه پرسش هايي مد نظر مي‌باشد كه دروازه‌اي را به سوي درك عميق‌تر موضوع مي‌گشايد.

اساتيدومربيان بايد علاوه براينكه انگيزه وفرصت لازم را براي طرح پرسش هاي كليدي وتفكرمدار توسط فراگيران فراهم مي سازند،خود نيز سؤالات تفكرآفرين ازشاگردان بپرسند.

 

۱۱- تلفيق گوش دادن باصحبت كردن(ياد دهي- يادگيري تعاملي)

يكي از روشهاي موفق در تدريس اين است كه اساتيدومربيان نيز به صحبتهاي شاگردان با دقت گوش فرا دهندوتوجه داشته باشند كه يادگيري مؤثر مانند يك خيابان دوطرفه است كه براثر تعامل بين استاد وشاگرد(گفتگوي دوطرفه) به دست مي آيد.

 

۱۲- پرورش تفكر نقاد

يكي از ابعادمهم تعليم وتربيت برانگيختن و پرورش تفكر نقاد درفراگيران است، به نحوي كه  نسبت به امور و پديده‌هاي اطرافشان حساسيت و دقت داشته باشند و ديده‌ها و شنيده‌هاي خود را مورد تجزيه و تحليل قرار دهند تا به سادگي آنها را نپذيرند و يارد نكنند.

افرادی که داراي تفكر نقاد باشند درباره موضوع با سوالات موردنظر، تحقیق مي کنندو از قضاوت عجولانه و تعصب بيجا مي پرهيزند، از عقايد و نظرات خود دفاع معقولانه كرده و زود تسليم نمي شوندو به ديگران اجازه بحث و گفتگو در باره موضوعات مختلف مي دهند.

             رفتار ومنش اساتيدومربيان بايد الگوي عملي تفكرنقاد براي فراگيران باشد.

 

۱۳- ترغیب فراگيران به مباحثه ویاری دادن یکدیگر درآموزش

توجه استادومربي به اين نكته ضروري است كه افراد، مانند قطعات و اجزاي اطلاعات و دانش هستند، به همين دليل درفرآيند آموزش بايد

هر شخص را گاه به عنوان معلم و گاهي به عنوان فراگير درنظرگرفت.

دراين صورت يكايك فراگيران مي توانندهمديگر را درآموزش ياري دهندوخودنيز مطالب را بهتر وعميق تر درك كنند.گروه بندی شاگردان در گروه های مختلف دو يا چندنفره جهت مباحثه و کار با هم دراين زمينه بسيار سودمند خواهدبود.

 

۱۴- استفاده از روش هاي تلفيقي وچندبعدي درتدريس

اساتيدومربيان بزرگ اعتقاد دارند كه هر كس مي‌تواند ياد بگيرد، اما شيوه‌هاي يادگيري افراد متفاوت هستند. برخي از فراگيران، شيوه هاي بصري، برخي سمعي و برخي خلاصه و چكيده را دوست دارند و برخي با خواندن، خوب ياد مي‌گيرند.

بنابراين مربي بايد تلاش نمايد شيوه چند بعدي را برگزيند. اتخاذ يك روش تدريس ثابت و يكسان براي تمامي افراد براي به هيچ وجه موفقيت‌آميز نيست، زيرا ممكن است يك روش كه براي تعدادي از فراگيران مفيد واقع مي‌شود،به علايق ديگران پاسخ ندهد.

 

۱۵-مداومت برآموزش خارج از محيط كلاس

آموزش مؤثر در حقيقيت كيفيت ارتباط بين استاد و شاگرد است. اين ارتباط با پايان  ساعت كلاس تمام نمي‌شودوچه بسا آموخته هاي شاگردان ازاستاد در بيرون از محيط كلاس  بيشتر از داخل كلاس باشد،بويژه آموزه هاي رفتاري واخلاقي كه درتربيت آنان تأثير بسزايي دارد.

 

۱۶- توجه به تغييـرات وحالات روحی فراگیران

به عقيده روانشناسان به هر ميزان که اساتيدومربيان ارتباط صميمانه‌تري با شاگردان داشته باشد، به همان ميزان شناسايي ضعف‌ها و قوت‌ها آسان‌تر و سريع‌تر خواهد بود. تمركز دقيق مربی بر روي رفتار شاگردان،حين تدريس، نخستين گام براي شناسايي وضعيت آنها است. حركت‌هاي نابه‌جا، حواس‌پرتي، خستگي ، عصبانيت و بي‌تفاوتي، بي‌نظمي و ... همگي رفتارهايي است كه در زمان تدريس استاد به خوبي نمايان مي‌شودوتوجه به اينگونه تغييرات به راحتي مربی را براي شناسايي و حل مسائل و مشكلات فراگیران راهنمايي مي‌كند.

۱۷-نگه داشتـن فراگيران در فضای یادگیـری

اساتيدومربيان باید موقعیت‌هایی را در کلاس به وجود آورند که باعث حفظ و نگهداری فراگيران در فضای یادگیری شود. چنین موقعیت‌هایی این امکان را فراهم می‌سازند که شاگردان به طور پیوسته در فرآیند یادگیری مشاركت داشته باشند و این مشاركت تداوم یابد.

همچنين این موقعیت‌ها شاگردان را از عوامل مزاحم و بي توجهي به درس حفظ می‌کنند.استفاده بجا ومناسب از شعر،تمثيل،حكايت ولطيفه دركنار پرسش از فراگيران وبرانگيختن تعامل آنها درجريان تدريس براي حفظ فراگيران در فضای یادگیری بسيار مهم است.

 

 ۱۸-تشويق و تحسين بجا ازشاگردان

اساتيدومربيان  بايدرفتارهاي مناسب فراگيران را تشويق و مشخص نمايند كه اين تشويق براي چيست. در مديريت موفق كلاس، عرضه‌ تقويت مثبت از سوي مربي اهميت بسياري دارد.

تحسين  بايد متعادل وبموقع باشد، از طرفي استفاده‌ بيش از حد تحسين وتشويق نيز ممكن است بي‌تأثير بوده يا حتي تأثير منفي بر جاي بگذارد.

 

جمع بندی ونتیجه گیری

 آموزش و يادگيري ،فرآيندهاي پيچيده اي هستند كه متاثر از عوامل گوناگون مي باشند. در تعلیم وتربیت عوامل بي شماري دخيل است و فراگير به طور طبيعي از آنها متاثر است.بنابراین در انتخاب روش تدریس وچگونگی تعامل بافراگیران  ملاحظات  زيادي وجود دارد.

امروزه روش های فعال تدریس و استفاده بهینه از آنها در کلاس درس، حیطه کارمعلم ومربی را وسیع تر کرده است که او را از حالت صرف انتقال دانش و معلومات خارج می کند و او را به مثابه راهنما و هدایت کننده جریان یادگیری مبدل می سازد.

در کل، مي توان اظهار داشت كه در عصر حاضر و با توجه به نيازها و شرايط فراگيران ، زمينه بازبيني و تجديد نظر در روش هاي سنتي و برخی ازدیدگاه ها  در تدريس و آموزش،بيش از هر زمان ديگري فراهم شده است، زيرا با توجه به یافته های پژوهش های کاربردی ونظرات متخصصان تعلیم وتربیت ، تغيير نقش و عملكرد معلّم ومربی از يك قدرت وعامل واحد به يك قدرت وعامل مشترک ومتعامل بافراگیران و تسهيل كننده يادگيري، امری ضروری است.

اساتيدومربيان براي اينكه به يك معلم ومربی كارآمد وتأثیرگذار ازلحاظ تربیتی تبديل شوند بايد مانند يك صنعتگر ماهر، مدام از ابزارهاي مديريتي خود استفاده كنند تا در چگونگي و زمان مناسب استفاده از آنها كاملا مهارت بیابند.

            به هرحال اساتيدومربيان، هرشیوه وروشی راکه درتدریس،مدیریت برکلاس و تعامل بافراگیران برمی گزینند بایدبه ياد داشته باشند که:

- بر فضاي روابط موجود در كلاس و فرآيندتعلیم وتربیت  اثر مي‌گذاردوبه تناسب آن، قدرت يادگيري و انگيزه فراگیران، افزايش یاکاهش مي‌يابد.

- روش تدریس وکلاسداری ونوع برخورد استاد، همان الگوي رفتاري است كه فراگيران از آن درس زندگی وتعامل بادیگران را مي‌ آموزند.

 

 

بهزادکاظمی- کارشناس ارشد مدیریت آموزش

 

منابع:

 

  1. (اقا زاده احمد /نوروزی داریوش) روشها و فنون تدریس۱۳۷۴
  2. باقری ، خسرو ، نگاهی دوباره به تربیت اسلامی ، ج اول ، انتشارات مدرسه ، ۱۳۸۶
  3. رئوف علی – یاددادن برای یادگیری – انتشارات امیر کبیر ۱۳۷۸
  4. زندی بهمن–روش تدریس پیشرفته 
  5. شعبانی – حسن – مهارتهای آموزش و پرورش – انتشارات سمت ۱۳۷۱
  6. (کال هون امیلی/ بروس جویس/ماشاویل/  ترجمه محمد رضا بهرنگی) الگوی تدریس ۲۰۰۰
  7. قورچان نادرقلی – جزئیات روشهای تدریس – انتشارات دفتر همکاریهای علمی بین المللی ۱۳۷۹
  8. نظری ، رضا، اصول برنامه ریزی درسی (طراحی-اجرا) ، انتشارات تحسین،  ۱۳۸۴ 
  9. واجارگاه فتحی- جایگاه برنامه ریزی درسی
  10. تحقیقات سازمان آموزش و پرورش استان اصفهان
  11. تحقیقات سازمان آموزش و پرورش استان قزوین- كميته بهداشت روان
  12. مجموعه مقالات نخستين كنگره بين المللى - دانشگاه آزاد اسلامى
  13. پایگاه اطلاع رسانی گروه  بهبود وکیفیت بخشی به فرایند یاددهی –یادگیری/محمد محمدی/علی منصور سمائی
  14. مذاکرات گردهمايي كارشناسان و مديران آموزش وپرورش درباره آموزش اثربخش    http://www.imi.ir/tadbir/tadbir-
  15. دفتر برنامه ریزی و تالیف کتاب های درسی                         http://www.talif.sch.ir
  16.  دفتر آموزش و پرورش نظری و پیش دانشگاهی                     http://dinapi.medu.ir

 

مقالات

نظرسنجی

نظر شما در مورد طراحی سایت جدید ما و مقایسه آن با سایت قبلی چیست؟
سایت جدید بهتر است
۳۲%
سایت قبلی بهتر بود
۴۵%
سایت جدید خوب است اماکامل و جامع نیست
۱۸%
نظری ندارم
۵%
تمام آرا: ۱۳۰