این مطلب ۳۱۹۰ بار خوانده شده

تنش ميان خواهران و برادران

دعواي ميان بچه هاي يك خانواده- حداقل در برخي از برهه ها- يك اصل محسوب مي شود.

امكان دارد والدين ميان فرزندان خود تبعيض قائل شوند كه احتمالا اثرات منفي آن پس از مرگ آنها نيز باقي مي ماند. در ضمن رقابت ميان كودكان براي هويت يابي بخش غيرقابل اجتناب و ضروري در زندگي خانوادگي مي باشد. در واقع دعواي ميان بچه ها باعث ظهور شخصيت ها و هويت هاي متمايز مي شود.

علي رغم اختلاف ميان فرزندان يك خانواده، در بيشتر موارد رابطه آنها بادوام ترين رابطه ها مي باشد. شايد ديگران در شكل گيري شخصيت ما نقش داشته باشند ولي تنها خواهران و برادران هستند كه با تمام زيروبم زندگي ما آشنايي دارند و اين مسئله گاهي نيز مي تواند دردسرساز شود!

رابطه شما با خواهران و برادرانتان به هرصورتي كه باشد همواره وجودشان را احساس مي كنيد و سرنوشت خود را با آنها گره مي زنيد. به علاوه نكته جالب اينجاست كه ما تمايل داريم از نقش هاي يكديگر الگوبرداري كنيم.

چه برادران و خواهران خود را دوست داشته باشيد، چه نداشته باشيد آنها تا ابد در زندگي ما حضور خواهند داشت.

زماني كه فرزندان يك خانواده كوچك هستند با خودشان بيشتر از هركس ديگري تعامل دارند ولي به تدريج دامنه ارتباطات آنها گسترده تر مي شود و در اوايل نوجواني با شكل گيري روابط خارج از خانواده، از ميزان اين صميميت كاسته مي شود.

در اوايل بزرگسالي خواهران و برادران- به خصوص خواهران- براي راز دل گفتن به يكديگر روي مي آورند.

آنها در پايان دهه ۲۰ زندگي بيشتر به فكر زندگي شخصي خود هستند و رابطه شان با يكديگر كمرنگ تر مي شود. يكي از روان شناسان مي گويد: «حتي اگر شما برادران و خواهران خود را دوست داشته باشيد رابطه شما يك رابطه كليدي نيست، زيرا شما بيشتر به فكر خانواده خودتان هستيد. بعد مسافت نقش مهمي در ميزان صميميت ميان خواهران و برادران ايفا مي كند، مگراينكه بحراني وجود داشته باشد.

خانم «الف» يك خواهر و برادر كوچكتر از خود دارد. وي مي گويد: «خواهر و برادرم به ترتيب ۵ و ۶ سال كوچكتر از من هستند و به خاطر اختلاف سني نسبتا زياد، به نظر مي رسد ما در دوخانواده متفاوت بزرگ شده ايم. ما خاطرات و شناخت متفاوتي از والدين خود داريم. خانم «الف» در خانواده اي سنتي با مادري خانه دار بزرگ شد ولي وقتي به دانشكده مي رفت پدرش آنها را ترك كرد و خواهر و برادرش در كنار مادري تنها و شاغل رشد كردند. درنتيجه خواهر او به يك فمينيست دوآتشه تبديل شد.

خانم «الف» با برادر و خواهر خود احساس صميميت نمي كرد. «خواهر و برادرم از نظر سني به هم نزديك بودند و آدم هاي مشترك زيادي را مي شناختند ولي من هميشه احساس تنهايي مي كردم.»

از نظر او خواهر و برادرش غيرقابل تحمل بودند. «ما مدام با يكديگر دعوا مي كرديم. با توجه به حرف هاي من و برادرم، خواهرم سالها فكر مي كرد كه والدينم در شهر ديگري او را خريده اند! برادرم حتي دراين رابطه يك سند جعلي را به او نشان داد.»

به اعتقاد خانم «الف» رابطه پرتنش او با خواهر و برادرش نشانه اي از ناكامي ازدواج پدر و مادر آنها بود.

خانم «الف» الگوي مناسبي براي خواهر و برادرش نبود، «من بسيار عصبي و عصيانگر بودم» او مدتي بعد به شهر ديگري اسباب كشي كرد و خواهرش نيز ده سال بعد به او ملحق شد و آنها رابطه صميمانه تري با يكديگر پيدا كردند.

خانم «الف» مي گويد: «اكنون احساس امنيت بيشتري مي كردم و اهميتي به گذشته ها نمي دادم.»

سرانجام برادر آنها نيز به آن شهر انتقال يافت.

سال گذشته مادر خانم «الف» به طور ناگهاني در ۶۸ سالگي درگذشت.

وي مي گويد: «اين حادثه ما را به هم نزديكتر كرد. سابقا مادرمان عامل جمع شدن ما محسوب مي شد ولي برادرم - با وجودي كه درگير مسائل خانواده خودش بود- قول داد اين نقش را برعهده بگيرد. او حقيقتا تلاش خود را مي كند. ما تصميم گرفته ايم سالي يك بار به سفرهاي خانوادگي برويم.»

علت بادوام بودن رابطه خواهران و برادران اين است كه آنها با يكديگر احساس نزديكي مي كنند. به علاوه اولين رابطه اي است كه كودكان تجربه مي كنند و درك اجتماعي آنها را شكل مي دهد.

كودكان بدون اينكه بزرگسالان هيچگونه دخالتي داشته باشند به دنبال ايجاد رابطه اي گرم و صميمي با خواهران و برادران خود هستند.

آنها زندگي روزمره خانوادگي را به يك نمايش تبديل مي كنند كه در آن هركس به دنبال نقش آفريني است.

ترجمه از آذر شايان

             

           

تنش ميان خواهران و برادران

 

دعواي ميان بچه هاي يك خانواده- حداقل در برخي از برهه ها- يك اصل محسوب مي شود.

امكان دارد والدين ميان فرزندان خود تبعيض قائل شوند كه احتمالا اثرات منفي آن پس از مرگ آنها نيز باقي مي ماند. در ضمن رقابت ميان كودكان براي هويت يابي بخش غيرقابل اجتناب و ضروري در زندگي خانوادگي مي باشد. در واقع دعواي ميان بچه ها باعث ظهور شخصيت ها و هويت هاي متمايز مي شود.

علي رغم اختلاف ميان فرزندان يك خانواده، در بيشتر موارد رابطه آنها بادوام ترين رابطه ها مي باشد. شايد ديگران در شكل گيري شخصيت ما نقش داشته باشند ولي تنها خواهران و برادران هستند كه با تمام زيروبم زندگي ما آشنايي دارند و اين مسئله گاهي نيز مي تواند دردسرساز شود!

رابطه شما با خواهران و برادرانتان به هرصورتي كه باشد همواره وجودشان را احساس مي كنيد و سرنوشت خود را با آنها گره مي زنيد. به علاوه نكته جالب اينجاست كه ما تمايل داريم از نقش هاي يكديگر الگوبرداري كنيم.

چه برادران و خواهران خود را دوست داشته باشيد، چه نداشته باشيد آنها تا ابد در زندگي ما حضور خواهند داشت.

زماني كه فرزندان يك خانواده كوچك هستند با خودشان بيشتر از هركس ديگري تعامل دارند ولي به تدريج دامنه ارتباطات آنها گسترده تر مي شود و در اوايل نوجواني با شكل گيري روابط خارج از خانواده، از ميزان اين صميميت كاسته مي شود.

در اوايل بزرگسالي خواهران و برادران- به خصوص خواهران- براي راز دل گفتن به يكديگر روي مي آورند.

آنها در پايان دهه ۲۰ زندگي بيشتر به فكر زندگي شخصي خود هستند و رابطه شان با يكديگر كمرنگ تر مي شود. يكي از روان شناسان مي گويد: «حتي اگر شما برادران و خواهران خود را دوست داشته باشيد رابطه شما يك رابطه كليدي نيست، زيرا شما بيشتر به فكر خانواده خودتان هستيد. بعد مسافت نقش مهمي در ميزان صميميت ميان خواهران و برادران ايفا مي كند، مگراينكه بحراني وجود داشته باشد.

خانم «الف» يك خواهر و برادر كوچكتر از خود دارد. وي مي گويد: «خواهر و برادرم به ترتيب ۵ و ۶ سال كوچكتر از من هستند و به خاطر اختلاف سني نسبتا زياد، به نظر مي رسد ما در دوخانواده متفاوت بزرگ شده ايم. ما خاطرات و شناخت متفاوتي از والدين خود داريم. خانم «الف» در خانواده اي سنتي با مادري خانه دار بزرگ شد ولي وقتي به دانشكده مي رفت پدرش آنها را ترك كرد و خواهر و برادرش در كنار مادري تنها و شاغل رشد كردند. درنتيجه خواهر او به يك فمينيست دوآتشه تبديل شد.

خانم «الف» با برادر و خواهر خود احساس صميميت نمي كرد. «خواهر و برادرم از نظر سني به هم نزديك بودند و آدم هاي مشترك زيادي را مي شناختند ولي من هميشه احساس تنهايي مي كردم.»

از نظر او خواهر و برادرش غيرقابل تحمل بودند. «ما مدام با يكديگر دعوا مي كرديم. با توجه به حرف هاي من و برادرم، خواهرم سالها فكر مي كرد كه والدينم در شهر ديگري او را خريده اند! برادرم حتي دراين رابطه يك سند جعلي را به او نشان داد.»

به اعتقاد خانم «الف» رابطه پرتنش او با خواهر و برادرش نشانه اي از ناكامي ازدواج پدر و مادر آنها بود.

خانم «الف» الگوي مناسبي براي خواهر و برادرش نبود، «من بسيار عصبي و عصيانگر بودم» او مدتي بعد به شهر ديگري اسباب كشي كرد و خواهرش نيز ده سال بعد به او ملحق شد و آنها رابطه صميمانه تري با يكديگر پيدا كردند.

خانم «الف» مي گويد: «اكنون احساس امنيت بيشتري مي كردم و اهميتي به گذشته ها نمي دادم.»

سرانجام برادر آنها نيز به آن شهر انتقال يافت.

سال گذشته مادر خانم «الف» به طور ناگهاني در ۶۸ سالگي درگذشت.

وي مي گويد: «اين حادثه ما را به هم نزديكتر كرد. سابقا مادرمان عامل جمع شدن ما محسوب مي شد ولي برادرم - با وجودي كه درگير مسائل خانواده خودش بود- قول داد اين نقش را برعهده بگيرد. او حقيقتا تلاش خود را مي كند. ما تصميم گرفته ايم سالي يك بار به سفرهاي خانوادگي برويم.»

علت بادوام بودن رابطه خواهران و برادران اين است كه آنها با يكديگر احساس نزديكي مي كنند. به علاوه اولين رابطه اي است كه كودكان تجربه مي كنند و درك اجتماعي آنها را شكل مي دهد.

كودكان بدون اينكه بزرگسالان هيچگونه دخالتي داشته باشند به دنبال ايجاد رابطه اي گرم و صميمي با خواهران و برادران خود هستند.

آنها زندگي روزمره خانوادگي را به يك نمايش تبديل مي كنند كه در آن هركس به دنبال نقش آفريني است.

ترجمه از آذر شايان

             

           

تنش ميان خواهران و برادران

 

دعواي ميان بچه هاي يك خانواده- حداقل در برخي از برهه ها- يك اصل محسوب مي شود.

امكان دارد والدين ميان فرزندان خود تبعيض قائل شوند كه احتمالا اثرات منفي آن پس از مرگ آنها نيز باقي مي ماند. در ضمن رقابت ميان كودكان براي هويت يابي بخش غيرقابل اجتناب و ضروري در زندگي خانوادگي مي باشد. در واقع دعواي ميان بچه ها باعث ظهور شخصيت ها و هويت هاي متمايز مي شود.

علي رغم اختلاف ميان فرزندان يك خانواده، در بيشتر موارد رابطه آنها بادوام ترين رابطه ها مي باشد. شايد ديگران در شكل گيري شخصيت ما نقش داشته باشند ولي تنها خواهران و برادران هستند كه با تمام زيروبم زندگي ما آشنايي دارند و اين مسئله گاهي نيز مي تواند دردسرساز شود!

رابطه شما با خواهران و برادرانتان به هرصورتي كه باشد همواره وجودشان را احساس مي كنيد و سرنوشت خود را با آنها گره مي زنيد. به علاوه نكته جالب اينجاست كه ما تمايل داريم از نقش هاي يكديگر الگوبرداري كنيم.

چه برادران و خواهران خود را دوست داشته باشيد، چه نداشته باشيد آنها تا ابد در زندگي ما حضور خواهند داشت.

زماني كه فرزندان يك خانواده كوچك هستند با خودشان بيشتر از هركس ديگري تعامل دارند ولي به تدريج دامنه ارتباطات آنها گسترده تر مي شود و در اوايل نوجواني با شكل گيري روابط خارج از خانواده، از ميزان اين صميميت كاسته مي شود.

در اوايل بزرگسالي خواهران و برادران- به خصوص خواهران- براي راز دل گفتن به يكديگر روي مي آورند.

آنها در پايان دهه ۲۰ زندگي بيشتر به فكر زندگي شخصي خود هستند و رابطه شان با يكديگر كمرنگ تر مي شود. يكي از روان شناسان مي گويد: «حتي اگر شما برادران و خواهران خود را دوست داشته باشيد رابطه شما يك رابطه كليدي نيست، زيرا شما بيشتر به فكر خانواده خودتان هستيد. بعد مسافت نقش مهمي در ميزان صميميت ميان خواهران و برادران ايفا مي كند، مگراينكه بحراني وجود داشته باشد.

خانم «الف» يك خواهر و برادر كوچكتر از خود دارد. وي مي گويد: «خواهر و برادرم به ترتيب ۵ و ۶ سال كوچكتر از من هستند و به خاطر اختلاف سني نسبتا زياد، به نظر مي رسد ما در دوخانواده متفاوت بزرگ شده ايم. ما خاطرات و شناخت متفاوتي از والدين خود داريم. خانم «الف» در خانواده اي سنتي با مادري خانه دار بزرگ شد ولي وقتي به دانشكده مي رفت پدرش آنها را ترك كرد و خواهر و برادرش در كنار مادري تنها و شاغل رشد كردند. درنتيجه خواهر او به يك فمينيست دوآتشه تبديل شد.

خانم «الف» با برادر و خواهر خود احساس صميميت نمي كرد. «خواهر و برادرم از نظر سني به هم نزديك بودند و آدم هاي مشترك زيادي را مي شناختند ولي من هميشه احساس تنهايي مي كردم.»

از نظر او خواهر و برادرش غيرقابل تحمل بودند. «ما مدام با يكديگر دعوا مي كرديم. با توجه به حرف هاي من و برادرم، خواهرم سالها فكر مي كرد كه والدينم در شهر ديگري او را خريده اند! برادرم حتي دراين رابطه يك سند جعلي را به او نشان داد.»

به اعتقاد خانم «الف» رابطه پرتنش او با خواهر و برادرش نشانه اي از ناكامي ازدواج پدر و مادر آنها بود.

خانم «الف» الگوي مناسبي براي خواهر و برادرش نبود، «من بسيار عصبي و عصيانگر بودم» او مدتي بعد به شهر ديگري اسباب كشي كرد و خواهرش نيز ده سال بعد به او ملحق شد و آنها رابطه صميمانه تري با يكديگر پيدا كردند.

خانم «الف» مي گويد: «اكنون احساس امنيت بيشتري مي كردم و اهميتي به گذشته ها نمي دادم.»

سرانجام برادر آنها نيز به آن شهر انتقال يافت.

سال گذشته مادر خانم «الف» به طور ناگهاني در ۶۸ سالگي درگذشت.

وي مي گويد: «اين حادثه ما را به هم نزديكتر كرد. سابقا مادرمان عامل جمع شدن ما محسوب مي شد ولي برادرم - با وجودي كه درگير مسائل خانواده خودش بود- قول داد اين نقش را برعهده بگيرد. او حقيقتا تلاش خود را مي كند. ما تصميم گرفته ايم سالي يك بار به سفرهاي خانوادگي برويم.»

علت بادوام بودن رابطه خواهران و برادران اين است كه آنها با يكديگر احساس نزديكي مي كنند. به علاوه اولين رابطه اي است كه كودكان تجربه مي كنند و درك اجتماعي آنها را شكل مي دهد.

كودكان بدون اينكه بزرگسالان هيچگونه دخالتي داشته باشند به دنبال ايجاد رابطه اي گرم و صميمي با خواهران و برادران خود هستند.

آنها زندگي روزمره خانوادگي را به يك نمايش تبديل مي كنند كه در آن هركس به دنبال نقش آفريني است.

ترجمه از آذر شايان

             

           

 

بانک پاورپوینت

نظرسنجی

نظر شما در مورد طراحی سایت جدید ما و مقایسه آن با سایت قبلی چیست؟
سایت جدید بهتر است
۳۰%
سایت قبلی بهتر بود
۴۴%
سایت جدید خوب است اماکامل و جامع نیست
۱۸%
نظری ندارم
۸%
تمام آرا: ۱۴۴