این مطلب ۳۱۸۸ بار خوانده شده

تقويت خانواده عامل سعادت بشر

در علوم اجتماعي، خانواده تعريف تقريباً مورد قبولي داشته وداراي عناصر مشترك قابل قبولي در بين صاحب نظران است. از جمله اينكه خانواده، دو ركن دارد: يكي زن و ديگري مرد و در نتيجه، فرزند نيز از اين دو ركن پديد مي آيد . اين خانواده، وقتي قانوني است و از حقوق و مزاياي قانوني بهره مي برد كه بوسيله ازدواج كه يك قرار داد بين طرفين و بر اساس اصول پذيرفته شده در نظام ارزشي و حقوقي جامعه است، انجام گيرد كه اينها همگي كم و بيش مورد اتفاق بوده است.

تهديد كيان خانواده درغرب

اما تحولات اجتماعي تدريجاً موجب شده كه بسياري از همين اصول مشترك، بعدها مورد ترديد و تشكيك قرار گيرد، بطوري كه در دوران پست مدرن، مشكل مي توان اصل ثابتي را براي خانواده تعريف كرد و در قرن اخير، مسائلي مطرح شده كه تعاريف مورد وفاق را زيرسؤال برده است. امروز صحبت از اين است كه خانواده با دوهمجنس، يعني دو زن يا دو مرد، مي تواند تشكيل شود و معتقدند بايد براي جامعه بر اساس آنچه در دنيا رخ مي دهد، تصميم گرفت بطوري كه در بعضي از كشورها اين مفاسد جنبه قانوني هم پيدا كرده است. در چنين شرايطي خانواده به عنوان هسته مركزي جامعه و ازدواج به عنوان نهاد كارآمد جامعه، تعريفشان عوض شده است.

شايد در آينده اي نه چندان دور، سؤال شود آيا در جامعه وجود نهادي به نام خانواده ضرورت دارد يا خير؟ شايد بگويند جامعه از ياخته هاي پراكنده اي تشكيل مي شود كه ازدواج در بين افراد آن ضرورت ندارد؛ يعني افرادي به دلخواه خود، دو نفر ، پنج نفر ويا صد نفر با هم زندگي مي كنند، بدون اين كه چيزي به نام خانواده در جامعه وجود داشته باشد. با اين زندگي ماشيني كه اين گونه پيش مي رود آيا چنين چيزهايي ممكن است يا خير؟ و آيا به صلاح زندگي اجتماعي است يا بايد مانع آن شد؟ بسياري از صاحب نظران مي پندارند كه تحولات اجتماعي، تحولاتي جبري است و پيگيري ما بي فايده است.آيا واقعاً اين گونه است؟ يا اينكه مي توانيم بگوئيم عوامل اختياري مي تواند در بسياري از تحولات اجتماعي، نقش داشته باشد و كساني هم هستند كه مي توانند اين تحولات را رهبري و اصلاح كرده و يا تغيير دهند. بايد نخبگان و كساني كه براي جامعه، برنامه ريزي مي كنند، مدل هايي كه مطلوبتر وبه نفع انسانيت است در نظر گرفته و سعي كنند آنها را در جامعه پياده كنندتا جوامع آينده، شكل بهتري به خود گرفته و انسان از سعادت بيشتري برخودار گردد.

 اكنون وظيفه دانش پژوهان و اساتيد در بهره گيري هرچه بيشتراز ديدگاه اسلام با توجه و درك صحيح از مفاد قرآن و روايات اهل بيت درجهت پاسخ به اين گونه نظرات ،سنگين است. بعضي از كساني كه تحت تأثير فرهنگ خاصي قرار گرفته اند و دركشان در رجوع به آيات و روايات انحراف پيدا كرده، برخي از تحولات اجتماعي را ضروري مي پندارند و عقيده دارند كه بايد آنها را پذيرفت. آنها مي گويند:« آنچه در آيات و احاديث آمده توصيه ها يا دستوراتي موقتي است و براي زمان خاصي بوده كه تاريخ مصرف آن نيز گذشته است. اين دستورات متعلق به هزار سال پيش بوده و براي زندگي امروز ما كارساز نيست، پس بايد به دنبال علم رفت، چرا كه اين دستورات، صرفاً مطالبي تاريخي است».

عده اي هم مي گويند:«ماهيت انسان، عوض شده و انسانهاي پيش از دوران مدرنيته، دوران مدرن و پست مدرن، داراي سه ماهيت كاملاً متفاوت هستند».

اماآنچه بايد مورد توجه قرار گيرد اين است كه آيا اسلام با اين نظرات موافق است يا نه؟ آيا از نظر اسلام، انسان در دوران هاي مختلف زندگي، ماهيت انساني اش دستخوش تغييرات مي شود و تكاليف، وظايف و حقوقش تفاوت پيدا مي كند؟

فطرت ثابت انسانها

در جواب بايد گفت كه انسان يك ماهيت دارد و عليرغم تفاوت هاي فراواني كه در شكل زندگي فردي و اجتماعي پديد مي آيد، يك سلسله اصول مشترك وجود دارد كه فطرت انسان را تشكيل مي دهند. اين فطرت، ثابت است و طبق فرمايش قرآن، تبديل پذير نيست و اگر روزي با پديدار شدن تحولات اجتماعي ، مقرراتي پذيرفته شود كه بر خلاف مقتضيات فطري باشد و در اجتماع هم به آن عمل گردد، نهايتاً به ضرر وزيان آن جامعه انساني منجر خواهد شد.

ممكن است روزگاري بيايد كه خواسته ها وسيلقه هاي انسانها عوض شده، چيزي را بخواهند كه خلاف فطرت است و بعيد نيست كه بر اثر تحولات اجتماعي، خواسته هاي ديگري داشته باشند، امّا آيا اين خواسته ها به نفع آنها خواهد بود؟ آيا وقتي انسان به سيگار عادت كرد، معنايش اين است كه سيگار كشيدن حتماً به نفعش خواهد بود؟

ازدواج،آرام بخش انسانها

قرآن در مورد خانواده مي فرمايد كه اين نهاد اختصاص به زمان خاصي ندارد و از دو جنس مخالف زن و مرد ،با يك رابطه عاطفي متقابل بين آنها تشكيل مي شود. همين گرايش طبيعي و فطري كه توأم با رفع نيازهاي فيزيولوژيكي دو طرف است، باعث مي شود يك نهاد اجتماعي يعني واحد خانواده پديد آيد. طبيعي ترين عاملي كه مي تواند انسانها را كنار هم جمع نموده و باعث به وجود آمدن اجتماع شود، همين ازدواج و نهاد خانواده است.

يكي از مشخصه هاي انسان اين است كه اضطراب و دلهره بر او عارض مي شود، بسياري از فلاسفه اگزيستانسياليست از جمله ژان پل سارتر، اضطراب را يكي از مقومات انسانيت مدرن مي دانند، ولي اسلام آن را يك امر عرضي دانسته و مي گويد كه انسان بايد به طور طبيعي آرامش داشته باشد.اين در حالي است كه تجارب انسانها از هر نژاد و قوم و مليتي هم نشان داده كه بهترين عاملي كه بين دو انسان، آرامش بر قرار مي كند، ازدواج است و كساني كه ازدواج نمي كنند در اعماق دلشان، دلهره وجود دارد. در حقيقت داروي شفابخش طبيعي اضطراب ، زندگي خانوادگي و پيوند يك زن و مرد است.

آيات ابتداي سوره نساء در باره اهميت دادن به ازدواج و بركات خانواده است .مي دانيم كه يكي از بزرگترين نيازهاي انسان، ازدواج است و خيلي ها فكر مي كنند نيازها تنها همان نياز هاي جسماني است، در حالي كه نيازهاي عاطفي در انسان خيلي شديدتر از نيازهاي فيزيولوژيكي است. اگر ما خانواده را اين طور پذيرفتيم كه بر اثرعامل فطري خدادادي، دو انسان قراردادي مي بندند كه تابع شرايط عقلاني خاص و تابع شرايط شرعي كه مكمل عقل هم هست، اجتماعي انساني به وجود مي آيد، و جامعه اي كه از چنين واحدهايي تشكيل شده باشد موجب ارتباط دروني متقابل بين افراد خانواده ها مي شود.

پس بايد توجه داشت كه عوامل فطري است كه موجب تكامل انسان مي شود و اين عوامل را خدا در وجود انسان براي برقرار شدن ارتباط طبيعي بين انسانها قرار داده است وبا اين پيش فرضهايي كه بر اساس بينش اسلامي است، نتيجه مي گيريم كه مؤثرترين عامل در سعادت انسانها، تقويت خانواده است.

سخنراني حضرت آيه الله مصباح يزدي(دامت بركاته) در همايش «تقويت نظام خانواده و آسيب شناسي آن» - ۱۱/۱۲/۸۴

 

 

بانک پاورپوینت

نظرسنجی

نظر شما در مورد طراحی سایت جدید ما و مقایسه آن با سایت قبلی چیست؟
سایت جدید بهتر است
۳۰%
سایت قبلی بهتر بود
۴۴%
سایت جدید خوب است اماکامل و جامع نیست
۱۸%
نظری ندارم
۸%
تمام آرا: ۱۴۴